خرید بک لینک
دو سه روزه ایکس از سر شوخی و برای خنده، داره میم مالکیت میچسبونه تنگ اسم م. و دور هم میخندیم. امروز یهو حس کردم قلبم فشرده شد :)) اصلا تاب و توان تحمل ِ وزن این "ـم" رو نداشتم. :-؟ یک لحظه تصور کردم

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

ابتدا نوشت: عنوان منو یاد یه دوست وبلاگی خیلی خیلی قدیمی انداخت! اسم وبلاگش بود. یادش بخیر یگانهی عزیز ^^ دچار آشفتگی بسیار زیاد شدم. فیالواقع هیچی سر جای خودش نیست. ( شارمین اگه بدونی چقدر سر نوش

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

یادم نیست چند سالم بود ولی به گفتهی خاله حدودا 5 یا 6 ساله بودم. تهران بودیم. خیلی اتفاقی قضیه عمل چشم ل. مطرح شد و فرداش بردنش برای عمل. کسی نبود من پیشش بمونم، بچه هم که نمیتونه بره بیمارستان. در

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

با مامان بحثم شد.

همایون داره میخونه که "ابر میبارد و من میشوم از یار جدا، چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا".

سهوا دستم خورد رفتم تو پیوی ایکس و عمدا پروفایلاشو چک کردم.

و هماینک دلم گرفته.

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

ایگرگ نشسته بود پشت میز. پاشد. شیرینی خواهرزادهی جدید رو به ایکس تعارف کرد. ایکس یکی برداشت. ایگرگ گفت من از خامهایها دوست دارم، از اونا بردار! ایکس برداشت. نشستن جفتشون. ایگرگ صندلی رو کشید جلوتر

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

اپیزود اول. بالای پلهها، تکیه دادم زیر بنر ح. . یه دختر میاد وایمیسه کنارم، به فرمی که تو دستمه نگاه میکنه. دوستش هم بهش ملحق میشه. سر حرفو باز میکنن. میگیم از اینکه اسممون چیه، شاگرد کدوم مدرسهایم

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

اپیزود هفتم. دختر اولی زنگ زد. گفت یه مسابقه هست برگزارکنندهاش دانشگاه صنعتی شریف. مسابقات هوافضا. منو دختر دومی هستیم. میخای تو هم باشی؟ با فاطمه حرف زدم ما هم ملحق شدیم به تیمشون. 5 نفر بودیم. می

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

اپیزود دوازدهم. مزاحمتا شروع شد. تهدید پشت تهدید. که اگه دوست نشم و حرف نزنم باهاش همه چیو به خانوادم میگه.سردرگمیهای منم شروع شد. این وسط یه پسر دیگه به اسم م.م بود که تو وبلاگم همین کارارو میکرد.

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

بعد از اپیزود شانزدهم به اینور، دیگه مهم نیست چه ها شد. اتفاقا که شدت ِ سهمگین بودن ِ این 5 سال، چندین برابر ِ اون دو سال قبله. ولی گفتنشون تاثیری تو اصل قضیه نداره. مهم نیست که عید 92 کی به زندگیم اض

برچسب: نویسنده: حدیث موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 11:52

صفحه بندی